|
با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد |
تأسیس در تهران سوم خرداد 1321 تأسیس در لندن اول ژوئن 1984 kayhanonline-London |
برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید نظر خود را با ما در میان بگذارید نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را در کیهان لندن بخوانید کیهان لندن را مشترک شوید تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد |
| بهمن 1388 |
|
با پستچی و ستون پست کیهان لندن مکاتبه کنید بگویید و بشنوید بپرسید و پاسخ بگیرید
|
کاوه روشنگرزاده
بوی بهار می آید، می روم حقم را بگیرم!
این روزها تهران سخت دیدنی است ؛ نه تنها تهران که همه شهرهای این سرزمین ِ
بیدارشده
.
من ولی از این شهر می گویم که این روزها آسمان اش خاکستری و هوایش
دودآلودتر از همیشه است . با این که رییس جمهور تقلبی اش دوچرخه سواری می
کند که نمایشی مسخره از ایجاد هوای پاک را به معرض نمایش بگذارد
.
همه کارهای این ها جعلی و بدلی است ؛ آن هم به زشت ترین صورت اش
.
بگذریم
.
زیر این هوا و این آسمان اما خبرهایی دیگر است که همگی بوی بهار می دهد .
بهاری که جعلی اش را سی و یکسال پیش به خوردمان دادند
.
اگرچه از گلویمان پایین نرفت و همچنان آماده ایم که آن را بیرون بریزیم
.
دنیا را چه دیده اید ، شاید هم در چند روز آینده
!
این روزها جنب و جوشی باورنکردنی در کوی و برزن ها به چشم می خورد . از یک
سو شایعه سقوط و ورشکستگی بانک ها همه جا دهان به دهان می چرخد و مردم سر
راه خود به شعب بانک ها سرک می کشند که ببینند در آن جاها چه خبر است . از
سوی دیگر ارزهای خارجی بویژه « دلار » بی سر و صدا و شبانه افزایش یافته و
تا امروز – دوشنبه – به هزار و بیست تومان رسیده است
.
بهایی که تا سال گذشته ، یک بحران قلمداد می شد و کارشناسان می گفتند اگر
دلار به هزار تومان برسد ، کار رژیم یکسره خواهد شد . امروز ولی می بینیم
که بیست تومان هم از آن « مرز خطرناک » گذشته است و فروشندگان ارز چشم به
راه افزایش چشمگیر تر آنند . چون می دانند سقوط قریب الوقوع خواهد بود
.
پیداست که آن ها هم سخت چشم به راه فروپاشی حکومت دینی اند . اصلا کی هست
که از مزدبگیران نباشد و روز آزادی را انتظار نکشد ؟
این انتظار را ولی بیش از همه می توان از سخنان و زمزمه های مردم که گاه به
حد یک خروش اوج می گیرد ، بیشتر دریافت . به هر جا می روی ، درون هر وسیله
نقلیه عمومی که سوار می شوی ، از هر گذر و چهارسویی که می گذری ، کسی با
کسی – یا کسانی - دیگر می گوید که من روز بیست و دوم بهمن می روم توی
خیابان . برای چی باید ساکت بمانم ؟ که خون بچه های ما را هم بریزند و ثروت
نسلهای آینده را هم چپاول کنند ؟
سی سالست که مثل بختک افتاده اند روی این سرزمین . همه ء دار و ندار این
ملت را برده اند . ناموس برای کسی نگذاشته اند . غیرت همه را بر باد داده
اند . حرف هم زده ایم ، زده اند توی دهانمان . اعتراض کرده ایم شده ایم
عامل بیگانه ، جاسوس غربی و نوکر آمریکا . به ما می گویند « نوکر
»
و خودشان می روند زیر زیرکی با « ارباب » ها مذاکره می کنند که از سر
تقصیرات شان بگذرند
.
نه ، دیگر خسته شده ایم . باید کار این جانورهای موذی را یکسره کرد .
خودشان توی درس و مشق از قول پیغمبر یادمان دادند « اُقتلوا الموذی ، قبلک
یوذی » یعنی « موذی را قبل از این که آزار برساند بکش » . حالا ما که نمی
خواهیم دست به خون کسی آلوده کنیم . ما که مثل این ها نیستیم . ما سر سفره
پاک پدرمان بزرگ شده ایم . نه نان حرام خورده ایم ، نه به ناموس مردم دست
دراز کرده ایم و نه حاضریم خون از دماغ کسی بیاید . مگر آن که خودشان
بخواهند . من اهل خون ریزی نیستم ، ولی ضامن مردم هم نیستم . بخصوص جوان ها
. بیچاره ها را برده اند و هزار بلا سرشان در آورده اند و حالا می گویند دو
تا انگشت ات را بگیر بالا و برو و بگو رای ات را پس بدهند و به چماق دارهای
چاقو کش هم نگو بالای چشمشان ابروست
.
خب به یک جوان یک بار می شود این جوری پند داد ، ولی وقتی می زنی توی سرش و
گاز توی چشمش می پاشی و دست خواهرش را می گیری که ببری
«
ارشاد » اش کنی ، معلومست که امام زمان هم جلودارش نمی شود . بالاخره سنگ
هم باشد می ترکد از این همه جور و ستم
.
چقدر دلم می خواست به این جانورها بگویم که بابا بیایید و مثل بچه آدم
اسباب و اثاثیه تان را جمع کنید و بروید گور مرگتان پیش هوگو چاوز تازه
مسلمان . کم پول که نبردید ، بروید و تا آخر عمرتان بچرید و بگذارید این
مردم هم زندگی کنند
.
هر چند می دانم گوش دیکتاتورها هیچ وقت بدهکار حرفهای حساب نیست . آن ها
فقط زبان زور سرشان میشود . همان جوری که هیتلر و چائشسکو آخرش ناکار شدند
.
این است که من هم دیگر نصیحت نمی کنم . فقط این بار می خواهم بروم توی
خیابان . درست است دفعه های پیش هم رفته ام . ولی باور کن این تو بمیری از
آن تو بمیری ها نیست . این بار خیلی ها خیال دارند ، سنگ هاشان را با این «
سلاخ » ها وابکنند . مردم دارند حاضر می شوند که بروند و پرونده این رژیم
را مختومه کنند . می خواهند یک حکومت ایرانی را سر کار بیاورند و حکومت
دینی را بفرستند وردست حکومت های باطل شده
.
پس تو هم تصمیم بگیر و بیا ؛ تو هم بیا روز بیست و دوم بهمن بزنیم به کوچه
و خیابان و به این اوباش ها نشان بدهیم که یک من ماست ، واقعا چقدر کره می
دهد . نشان بدهیم که می شود چند صد هزار را سرکوب کرد ، ولی چند و چندین
میلیون انسان آزادیخواه ِ به جان آمده از ظلم و ستم را نه
.
نمی شود جلوی میلیونها نفر ایستاد ، وقتی آن میلیون ها می خواهند حق خودشان
را بگیرند
!
من که بیست و دوم بهمن می روم . تو هم اگر حق ات را می خواهی خانه ننشین .
با مردم همراه شو و به خیابان بیا
.
□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی □□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید |
| © Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London |